جمع الشيخ جواد القيومي

28

صحيفة الحسن ( ع ) ( فارسي )

امام از اين خبر آگاهى يافت مردم را براي اجتماع نمودن فرا خواند وآن گاه بالاى منبر رفته وپس از حمد وثناى الهى دستور داد مردم آماده شده وبسوى نخيله كه قرارگاه نظامى ايشان بود حركت كنند . مردم كه از سپاه شام مى ترسيدند گوئى مرگ را در جلوى ديدگانشان مى ديدند ، از اينرو رنگشان زرد وزبانشان لآل شد ، وسلامتى وتن آسائى را بر هر كار ترجيح مى دادند . هنگامى كه صحابي بزرگ پيامبر ( عدى بن حاتم ) سكوت مردم را ديد چنين گفت : من عدى بن حاتم هستم ، سبحان الله ، چه موقعيت زشت ورسوائى داريد ، آيا فرمان امام وفرزند پيامبرتان را نمى پذيريد ، كجايند آن سخنوران توانائى كه زبانشان به هنگام سخن دلها را مى شكافت ، شما هنگاميكه ديوارى را مى بينيد مثل روباهان به سوراخ مىخزيد آيا از دشمن خدا نمى ترسيد وعيب وننگ آن را نمى فهميد ، آنگاه رو به امام كرد وفرمانبردارى خود از ايشان را علام داشت ودر پايان گفت : من اكنون به قرارگاه مى روم هر كس مى خواهد با من بيايد ، أو از مسجد خارج شد وبدون آنكه كسى أو را همراهى كند به نخيله رفت . همچنين سرداران بزرگ لشكر امام از رفتار مردم دچار خشم وسراسيمگى فراوان شدند ، ومردم را از سستى شان بر حذر داشته وروح نشاط وهيجان براي جنگ وروياروئى با دشمن را در آنها برانگيختند ، امام از ابراز وفادارى شان قدردانى كرد .